غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
290
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
در سال 547 سلطان مسعود پسر محمد بن ملكشاه در همدان درگذشت . وليعهد او ملكشاه پسر برادرش سلطان محمود بود . امير خاص بك به نام او خطبه خواند و كارهايش را ترتيب داد . سپس او را بگرفت و كس نزد برادرش ملك محمد [ بن محمود ] به خوزستان فرستاد . و ملك محمد را طلب داشت و قصدش آن بود كه او را نزد خود خواند سپس بكشد و خطبه شاهى به نام خود كند . ملك محمد [ بن محمود ] به همدان رفت . خاص بك او را بر تخت نشاند و به نام او به پادشاهى خطبه خواند . اما ملك محمد از خبث طينت خاص بك آگاه شده بود . روز دوم رسيدنش به همدان چون خاص بك بر او داخل شد او را به قتل رسانيد . زنگى جاندار نيز با او بود . سر از تن هر دو برداشت و پيكرهايشان را رها كرد تا سگان بخوردند . از آن پس ملك محمد به سرير شاهى استقرار يافت . هم در اين سال حسام الدين تمرتاش صاحب ماردين و ميافارقين بمرد . مدت امارتش سى و اند سال بود . پس از او پسرش نجم الدين البى به جايش نشست . در سال 548 فرنگان در شام شهر عسقلان را گرفتند . عسقلان از جمله ممالك علويان مصر بود . در سال 549 در ماه محرم الظافر باللّه پسر الحافظ لدين الله علوى خليفهء مصر كشته شد و پسرش الفائز بنصر الله روز دوم كشته شدن پدر به خلافت نشست . خليفه در اين هنگام پنج ساله بود . وزير او عباس او را بر دوش گرفت و بر تخت نشاند . هم در اين سال در ماه صفر نورالدين محمود پسر زنگى پسر آق سنقر به دمشق لشكر برد و آن را از امير آن شهر مجير الدين ابق پسر محمد پسر بورى پسر طغدكين اتابك بستد . در سال 552 در ماه رجب در شام زلزلههاى عظيم رخ داد و بسيارى از بلاد ويران شد . از جمله حمص و حماة و شيزر و كَفَر طاب و معرّه و افاميه و حصن الاكراد و عرقه و لاذقيه و طرابلس و انطاكيه خراب شدند . اما در باب مقتولان حادثه همين كافى است كه معلمى در حماة نقل كرده كه براى انجام كارى از مكتب بيرون رفت ، در اين هنگام زلزله آمد و شهر ويران شد ، مكتب نيز بر سر كودكان فرود آمد و همه هلاك شدند . معلم گفت كه هيچ كس نيامد از كودك خود سراغ گيرد . در ماه ربيع الاول همين سال سلطان سنجر پسر ملكشاه پسر الب ارسلان